به نام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت

در سرازیری سقوط هم میتوان

 

سهمگین

 

باشکوه

 

با صلابت

 

و زیبا بود.

 

این را آبشار به من آموخت.

حرفامو در ادامه مطلب دنبال کنید ...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات () |

تشنه ام .

تشنه ی تو .

ای همه  آرزوی من

آخر تا کی در کویر بی کسی  دنیا

به دنبال سراب محبت باشم .

آفتاب نامهربانی روحم را سوزاند .

تشنه ی بارانم .

پس کی میباری

ای ابر خوبی .

خنکای سایه ی لطفت

ارامش جان من بوده و هست .

حال نمیدانم

تو مرا فراموش کرده ای

یا من از تو غافل شده ام .

بی تو

دراین برهوت جهنمی

سرگردان و تنهایم...

اما

یادت

عشقت

مهرت

شوقت

مرهمی است

که هیچ گرمایی آن را تباه نمیکند...

دوستت دارم خدای من ...

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات () |

سلام خدای من.

امیدوارم خوب باشی.

البته من که میدانم

تو همیشه خوبی.

خوبترین خوب عالم !

اگر جویای حال این بنده ی کمترینت شوی

با همه مشکلات و ناراحتی ها

که نمیدانم چرا اکثر اوقات

جایگزین نعمات و خوبی های تو در ذهنم است

تنها چیزی که خواهی شنید

شکر و سپاست خواهد بود.

البته اگر بتوانم درست انجامش بدهم!!!

راستش را بخواهی امروز از آن روزهاست

که تصمیم گرفته ام به تو نزدیک ...

نه نه !

... به تو نزدیکتر شوم.

آخر تو که دور نیستی.

خدای دور و نادیدنی که پرستیدنی نیست.

نزدیکی چون روح من از توست

و با تدبر در مخلوقاتت تو را میبینم.

میخواهم اعتراف کنم که اشتباه کردم .

اشتباه کردم که دل به انسانهایی بستم

که پای دل خودشان هنوز دربند زمین است.

مگر میشود اسیر خاک بود اما مسافر آسمان شد؟!!!

تا اقیانوس بی کران لطف تو هست

چرا دل به برکه یا مرداب بزنم؟!

نمیگویم نگاهت را از من بر ندار

چون آنوقت راهیه دیار نیستی میشوم.

میخواهم بیشتر نگاهم کنی

بیشتر از همیشه.

به گرمای نگاه پر از مهرت نیاز دارم.

تو عشق ناب و محضی

پس طعم عشقت را به من بچشان.

به من جرات  دل بریدن از همه

و نترسیدن از تنهایی را عطا کن

چون من تنها بی تو تنهاترینم...

مرد اردیبهشت

 

نوشته شده در شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات () |

تا وقتی بچه بودم همیشه فکر میکردم

که اگه آدما گوش نداشتن نمیتونستن زندگی کنن

با گذشت زمان تو زندگیم فهمیدم که آدمایی هستن

که نمیتونن بشنون ولی دارن زندگی میکنن

وقتی یه ذره بزرگتر شدم به این نتیجه رسیدم

که اگه آدما چشم نداشته باشن واقعا زندگی براشون خیلی سخته

ولی بازم آدمای کوری رو دیدم که دلهاشون خیلی بزرگ و رنگارنگه

و امیدشون از ماها که خیلی چیزا رو میبینیم بیشتره

در ضمن اونا چیزای بد و بی رحمانه ای

که بعضی وقتا ما میبینیم

و حال و روزمون سخت به هم میریزه نمیبینن

و از این جهت خیلی راحتن

ولی حالا به یه نتیجه خیلی مهم رسیدم

اونم اینه که اگه آدما شونه نداشته باشن

هرگز نمیتونستن زندگی کنن

چون همه آدما به شونه هایی نیاز دارن

که وقتی تو زندگیشون حس کردن به بن بست رسیدن

سرشونو روی اون شونه ها بذارن و احساس آرامش کنن

حالا دیگه یقین دارم که آدما چه کور باشن چه کر و چه فلج

همه و همه احتیاج به شونه کسی دارن که سرشونو روش بذارن

و با تمام وجودشون گریه کنن

اون وقته که احساس آرامش میکنن

به خاطر همینم الان دیگه فکر میکنم که

مهمترین عضو بدن آدم نه چشم نه گوش بلکه شونه هاشه

و معتقدم که نمیشه اونارو بدونه بهونه از هیچ کسی  طلب کرد

چون اگه از کسی بخوای که شونه هاشو در اختیارت بذاره

تا تو احساس آرامش کنی

خواسته ی خیلی خیلی بزرگیه

و آدما فقط اونا رو در اختیار کسایی میذارن که

با تمام وجود

دوستشون دارن ...

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات () |

خدایا

روحی به لطافت قطره های باران

به پاکی دانه های برف

به سرخی گلهای اطلسی

به طراوت شکوفه های بهاری

به سبزی سبزه های نوروزی

به وسعت دریای بی کران

برای فهم عشق

به ما عطا بفرما ...

خدایا

من از تو چه بخواهم

همه چیز در برابر تو کوچک است

و جز تو

چیز دیگری خواستنی نیست !!!

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات () |

منتظران مهدی(عج) به گوش باشند ... 

منتظران حسین (ع)

حسین(ع) را کشتند ...

اللهم عجل لولیک الفرج

عیدتون مبارک دوستای خوبم!

 

نوشته شده در شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٠ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات () |

 

1)به نظر شما چرا ساخت سینمای وحشت در ایران

 طرفداران زیادی ندارد؟

الف _ زورگیران این نیاز را به صورت زنده بر طرف میکنند.

ب _ حذف یارانه واردات دراکولا از خارج

ج _ نبود بازیگران از جان گذشته جهت خورده شدن

د _ عدم امکان شستشوی صندلی ها پس از اکران فیلم!!!

 

2)دلیل عدم تولید سینمای اکشن و جنگی

طی سالهای اخیر چه بوده است؟

الف _ الگو پذیری 600 درصدی نوجوانان

نسبت به هر گونه مورد غیر مثبت

ب _ عدم تمایل بازیگران داخلی به برخورد گلوله با استخوان ترقوه شان

ج _ تمایل جمشید اریا به بازیگری در فیلم عاشقانه

د _ کاهش تدریجی و مشکوک عوامل فیلم

پس از پایان هر یک از سکانس های جنگی!!!

 

3)مهمترین دلیل علاقه مردم به فیلم های سینمایی فاخر داخلی

با محوریت ((دلقک کاری و لوده بازی)) چیست؟

الف _ توانایی بازیگرانی همچون ج.ر  و امثالهم در ایفای نقش(!)

ب _ مفاهیم عمیق نهفته در متن اینگونه فیلم ها!

ج _ یادگیری رایگان حرکات موزون

د _ امکان بسیار پایین پیش بینی پایان فیلم!!!

 

4)از دیدگاه شما مهمترین عامل کاهش ساخت

فیلم کودک در سینمای ایران چیست؟

الف _ کاهش تعداد کودکان

پس از اعلام شعار نامناسب"دو تا بچه کافیه "

ب _ کاهش علاقه والدین به فیلم کودک

ج _ پخش کارتون های بسیار زیبا از فرکانس (. . .)موج عمودی!!!

د _علاقه کودکان به بازیگران بزرگتر!


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات () |

سلام سلام به همه دوستای خوبم

اونایی که با معرفتن و با اینکه نبودم تنهام نذاشتن

گفتم بیام خبرم بدم که سوئ تفاهم و ناراحتی پیش نیاد

من مدتی هست به نت دسترسی ندارم

اومدم همین مطلب رو توضیح بدم

که از نبودنم و سر نزدنم نرنجید

اما به زودی میام هم بهتون سر میزنم 

هم به همه کامنتای قشنگتون جواب میدم

و از شرمندگیتون در میام

امیدوارم بازم تنهام نذارید

تا وقتی که جور بشه و باز بیام پیشتون

بر میگردم  .... به زودی ...

با تغییرات ...

لینک تکونی ...

و  ....

منتظرم بمونید آ

خدانگهدارتون

دعا کنید توی دست انداز های زندگی کم نیارم

مرسی ...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات () |

 

"راهی" کجایی...!؟ کجای "راهی"...!؟

وقتی "باختم" ... مسیر را  "یافتم" ...

"راهی" جز موفقیت ندارم ... پس "راهی" میشوم ...

"جا مانده ام" ... نه این که "وا مانده ام" ...

"کوتاه آمدن" را ... با "بالا رفتن" تمرین میکنم ...

در بزرگراه زندگی همواره "راهت" ... "راحت" نخواهد بود ...

اگر ناامیدی "بی همه چیز" بگذارد ... "به همه چیز" میرسم ...

طوری "دست به کار شو" ... که "کار دست" خودت ندهی ...

من از "پشت کوه" آمده ام ... با کوله باری از "پستی و بلندی"...

در شکست هایم "دست ندارم" ... دنبال "دستفروش" میگردم...

"کلاه" سر خود میگذاشت ... تا "سرپوش" باشد بر اشتباهاتش!

وقتی "دست به زانو" نشد ... مقابل مشکلات "زانو زد" ...

"چشم انداز ها" ... پس از "دست انداز ها" ست ...

هر "چاله ای" ... "چاره ای" به من آموخت ...

"دو بار" فکر کن ... فرصت ها "دوباره" نمیشوند ...

"بکوش" ...  و ناامیدی را "بکش" ...

برای جلوگیری از "پس رفت" ... "پس باید رفت" ...

نوشته شده در جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات () |

وقتی تو نیستی

نه هست های من چونانکه بایدند

نه بایدها

مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را

با بغض مینویسم

عمری است لبخند های لاغر خود را

در دل ذخیره میکنم

باشد برای روز مبادا ...

اما در صفحه های تقدیر

روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هر چه که باشد

روزی است شبیه دیروز

روزی است شبیه فردا

روزی درست شبیه همین روزهای ما

اما کسی چه میداند ؟!

شاید امروز نیز روز مبادا باشد !

وقتی تو نیستی

نه هست های من چونانکه بایدند

نه بایدها

آیینه ها در چشم من چه جاذبه ای دارد

آیینه ها که دعوت دیدارند

و دیوار ها ....

دیوار های کوتاه از پشت هفت دیوار

دیوارهای صاف

دیوار های شیشه ای شفاف

دیوار های تو

دیوار های من

دیوار های فاصله بسیارند

آه ....

دیوار های تو همه آیینه اند

و

آیینه های من همه دیوار !!!

 

 

نوشته شده در جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات () |

برای تازه شدن هیچ وقت دیر نیست

دوباره جوانه بزن

بالا برو

بی آنکه از باد هراسی داشته باشی

همنشین علف های هرز نشو

به کم اکتفا نکن

راه درازی تا بلند و تنومند شدن در پیش داری

به خورشید نگاه کن

از آسمان امید بگیر

همه چیز آن بالاست

از نو شروع کن

فعل خواستن را صرف کن ...

من به تو ایمان دارم

اما دیگر راهی برای تکرار اشتباه وجود ندارد

مراقب باش!!!

منتظر خبرهای خوبت خواهم ماند

تو می توانی ...

نوشته شده در یکشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات () |

 

نمایان شد ز  خط  آتش  و  دود

که جرم فاطمه(س) حب علی(ع) بود


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات () |

سلام سلام به همه دوستای گلم

احوال شما چطوره ؟!

ممنونم که یه بار دیگه اومدین

2 تا خبر دارم

یکی خوبه و یکی بده

اول بده رو بگم ! نه؟!

البته این خبر بد باز دو جنبه خوب و بد داره

که باز هم اول جنبه بدش رو میگم

من شـــــــــــــــــــــــــــــــــاید دیگه نیام

اما جنبه خوبش اینجاست که این نیومدن

به معنیه خداحافظی و حذف وبلاگم نیست

دوستای خوبم اینقده گفتن حذف نکن که

من خجالت میکشم روشونو زمین بزنم  

ولی احتمالا تا آخر امتحانای این ترم فقط یک

یا دو بار دیگه آپ کنم

اما همه سعیمو میکنم که بیام و بهتون سر بزنم

مخصوصا کسایی که فراموشم نخواهند کرد

اما خبر خوش

بالاخره روزی که منتظرش بودم اومد

9 اردیبهشت رو میگم دیگه

روز تــــــــــــــــولـــــــــــــد ام

خیلی جالب شد

تقارن آپ کردنم با روز تولدم

و خیلـــــــــــــــــی هم خوشحالم

به لطف خدا یه پنج شنبه خوب رو گذروندم

دانشگاه رو که دو در کردم

همه چیز هم که فوق العاده بوده تا الان

تفریح و شادی و خنده و هدیه و شام و زیارت و ....

توی یه هوای بهاری بارونی و خنک و

ملایم و خیلی تــــــــــــــوپ.... جاتون خالی

حالا تا ببینیم امروز که اصل کاره چی میشه

و خدا چی میخواد

همیشه وقتی فکر میکردم به این شب

کلی چیز میومد تو سرم که براتون بنویسم

اما الان نمیدونم چم شده و نمیدونم چی بنویسم

اما نوشتن مطلب اونقدرام مهم نیست

مهم اومدن شما و کنار هم بودنمونه

اگه گفتم تشریف بیارین واسه این بود

که خواستم شادیمو باهاتون قسمت کنم

ممنون که منت کذاشتین و اومدین

اگه برگشتم به احتمال زیاد

همه چیز وبلاگ عوض خواهد شد

منتظرم باشین

تنهام نذارین

هستم و ادامه میدم

به کوریه چشم دشمنام و اونایی که  نمیتونن ببینن

(بلا نسبت دوستای خوب و واقعیم

که همیشه بهم لطف داشتن و دارن)

دیگه خستتون نمیکنم

راستی خوشحال میشم اگه تاریخ تولدتونو برام بذارید

برام جالبه بدونم و بتونم محبتتون رو جبران کنم  

هر کی دوست داشت توی یه نظر خصوصیه مجزا

تاریخ تولدشو بهم بگه چون شاید نخواد عمومی باشه

لطفا نصف نظر خصوصی و نصفش عمومی نباشه

که آدم ندونه باید تایید کنه یا نه!

ممنون.

اگه دوس داشتین با شعر "زندگی" در ادامه مطلب

همراهیم کنید وگرنه که ممنون از حضورتون و یا حق!

لطفا توی قسمت نظرات بترکونید

چون هر گلی زدین به سر خودتون زدین


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات () |

سلام به همگی

امیدوارم حالتون خوب باشه

خواستم آغاز ماه قشنگ و دوست داشتنیه اردیبهشت رو

به همه دوستای خوبم به خصــــــــــــوص همه ی

"اردیبهشتی های نازنین" تبریک بگم ....

اردیبهشتی ها تولدتون پیشاپیش مبارک!!!

امیدوارم ماهی پر از سلامتی و شادی و آرامش

در پیش رو داشته باشین!

دیگه نمیرسم کسی رو خبر کنم

بی نهایت سرم شلوغ شده با درس ها

و چند تا مورد و مشکل کوچولو ....

این بار معلوم خواهد شد که دوستای واقعی کیا هستن 

و بدون خبره من باز هم سر میزنن

احتمال داره بنا به دلایلی بخوام وب رو حذف کنم

امیدوارم که اون دلایل و مشکلات بر طرف بشه

تا بتونم باز هم در کنارتون باشم  

اما اگه حل نشد و خواستم برم

برای خداحافظی خبرتون خواهم کرد!!! 

مرسی که باز هم قدم رنجه کردین و اومدین

لطفا بفرمایین ادامه مطلب ...

ارادتمندتون!

"احسان "


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات () |

سلام به همه دوستای گلملبخند

خواهرای خوبم

داداشای عزیزم (البته این داداشا تعدادشون از انگشتای

دست بیشتر نیستن که متاسفانه اونا هم یا خیلی کم سر

میزنن یا اصلا سر نمیزنن-سر همین قضیه که من از آقایون

نظری ندارم یه آدم .... !!! توی قسمت نظرات کلی منو متهم

کرده بود و بنده رو گرفته بود به باد بد و بیراه و توهینو فحشو

این حرفا... ناراحتکه:تو افتادی دنبال دخترا و بهشون نظر بدی

داری و .... از این مزخرفاتعصبانی! آخرشم نفهمیدم به کی

هیزم تر فروختم؟! یا به کدوم یکی از آبجیام نظر بد داشتم یا

حرف نا مربوطی زدمسوال!!! اگه زدم بیاین بگین بلکه اتهامات

این دوستمون درست از آب در بیاد!حالا بگذریم....)

حالتون خوبه انشاالله؟

ممنونم که یه بار دیگه قدم رنجه کردین و تشریف آووردین.

زیاد وقتتون رو نمیگیرم.چند تا نکته و

بعد هم بریم به ادامه مطلب ...

١.تعداد لینک ها زیاد شده.

شاید نرسم بهتون بگم آپم. اگه ازم خبری نشد خواهشا

معرفت به خرج بدین خودتون بیاید دیگه .من میتونم هر روز

آپ کنم اما به خاطر اینکه همتون وقت کنین بیان هر جمعه 

آپ میکنم و در طی هفته هم سعی میکنم جواب کامنتای

قشنگتون رو بدم و محبتتونو جبران کنم .

٢.میخوام تا قبل از تولدم(٩اردیبهشت)وب رو کمی تغییر بدم .

لطفا توی نظر سنجی که زیر لینک دوستان قرار گرفته 

شرکت کنید تا من بفهمم کجای وبم نیاز به تغییر داره .

فقط ٢ تا کلیک زحمتتونه. همین!

٣.تو رو خدا خواهش میکنم ازتون بیاین مثل روبات با هم

برخورد نکنیم.

ما آدمیزادیم - احساس داریم- روح داریم - دل داریم!!!

درسته اینجا یه دنیای مجازیه اما اومدیم که با هم درست

تعامل کنیم.میخوام تبادل لینک با کسایی که 

سرد-بی ادبانه و با لحن و ذهنیت بد نسبت بهم برخورد

میکنن یا احتمالا حرف همو نمیفهمیم یا رابطه خوبی

نداریم یا اصلا نیستن و سال به سال نمیان لغو کنم.

(به جز موارد استثنا که عذر موجه دارنچشمک)

کمیت نظرات زیاد برام مهم نیست.کیفیتش مهمتره.

ادم ١٠ تا نظر خوب داشته باشه

بهتر از ١٠٠ تا نظره که فقط برای رفع تکلیف

گذاشته شده باشه!!!

ببخشین زیاد حرف زدم .ممنون که صبوری کردین و خوندین.

تا جمعه بعدی دست حق پشت و پناهتون .

باز هم طی هفته وقت کردید سر بزنین

واقعا خوشحال میشم وقتی میبینم اومدین پیشم.

مراقب خودتون هم باشید.قلب ماچ

 راستی ادامه مطلب فراموش نشه...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات () |


آخرين مطالب
» سقوط از نگاه دیگر
» دل نوشته آذر
» دل نوشته
» نیاز
» به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است ...!
» نیمه شعبان آمد
» آزمون سینمایی
» بر میگردم .....به زودی
» دوباره باید شد !!!
» وقتی تو نیستی

Design By : RoozGozar.com